اصطلاح «حکمت» از آن دسته اصطلاحاتی است که خیلی زود توسط اندیشمندان مصادره شد! گروهی شدند «حکیم» و شروع کردند به تدریس اندیشه های خود تحت عنوان «حکمت»؛ دقیقا در همین زمان بود که حکمت آرام آرام از دسترس مردم دور شده و دیگر همگان پنداشتند «حکما» گروه خاصی هستند، غیر قابل دسترس!

کتاب های این گروه چنان سخت و پیچیده نگارش شد، که باورمان گردید ما هرگز یک «حکیم» الهی نمی شویم و حکمت در دستان معدودی از انسان ها می باشد.

اما…

وقتی قرآن می خوانیم، گویی خداوند متعال راه «حکمت» و «حکیم شدن» را متفاوت می داند با آنچه در ذهن های ما تثبیت شده است.

این ۱۷ آیه تقدیم به کسانی که درصددند تا حکمت متعالیه بخوانند و یک حکیم الهی شوند:
[آیات ۲۳ تا ۳۹ سوره اسراء]

وَ قَضى‏ رَبُّکَ أَلاَّ تَعْبُدُوا إِلاَّ إِیَّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً إِمَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ أَحَدُهُما أَوْ کِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما أُفٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلاً کَریماً (۲۳)

و پروردگار تو مقرر کرد که جز او را مپرستید و به پدر و مادر [خود] احسان کنید. اگر یکى از آن دو یا هر دو، در کنار تو به سالخوردگى رسیدند به آنها [حتى‏] «اوف» مگو و به آنان پرخاش مکن و با آنها سخنى شایسته بگوى.

وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَهِ وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما کَما رَبَّیانی‏ صَغیراً (۲۴)

و از سر مهربانى، بال فروتنى بر آنان بگستر و بگو: «پروردگارا، آن دو را رحمت کن چنانکه مرا در خُردى پروردند.»

رَبُّکُمْ أَعْلَمُ بِما فی‏ نُفُوسِکُمْ إِنْ تَکُونُوا صالِحینَ فَإِنَّهُ کانَ لِلْأَوَّابینَ غَفُوراً (۲۵)

پروردگار شما به آنچه در دل هاى خود دارید آگاه‏ تر است. اگر شایسته باشید، قطعاً او آمرزنده توبه‏ کنندگان است.

وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ وَ الْمِسْکینَ وَ ابْنَ السَّبیلِ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذیراً (۲۶)

و حق خویشاوند را به او بده و مستمند و در راه ‏مانده را [دستگیرى کن‏] و ولخرجى و اسراف مکن.

إِنَّ الْمُبَذِّرینَ کانُوا إِخْوانَ الشَّیاطینِ وَ کانَ الشَّیْطانُ لِرَبِّهِ کَفُوراً (۲۷)

چرا که اسرافکاران برادران شیطانهایند، و شیطان همواره نسبت به پروردگارش ناسپاس بوده است.

وَ إِمَّا تُعْرِضَنَّ عَنْهُمُ ابْتِغاءَ رَحْمَهٍ مِنْ رَبِّکَ تَرْجُوها فَقُلْ لَهُمْ قَوْلاً مَیْسُوراً (۲۸)

و اگر به امید رحمتى که از پروردگارت جویاى آنى، از ایشان روى مى‏ گردانى ، پس با آنان سخنى نرم بگوى.

وَ لا تَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَهً إِلى‏ عُنُقِکَ وَ لا تَبْسُطْها کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُوماً مَحْسُوراً (۲۹)

و دستت را به گردنت زنجیر مکن و بسیار [هم‏] گشاده ‏دستى منما تا ملامت‏ شده و حسرت‏ زده بر جاى مانى.

إِنَّ رَبَّکَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ وَ یَقْدِرُ إِنَّهُ کانَ بِعِبادِهِ خَبیراً بَصیراً (۳۰)

بى‏ گمان، پروردگار تو براى هر که بخواهد، روزى را گشاده یا تنگ مى‏ گرداند. در حقیقت، او به [حال‏] بندگانش آگاه بیناست.

وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ خَشْیَهَ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِیَّاکُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ کانَ خِطْأً کَبیراً (۳۱)

و از بیم تنگدستى فرزندان خود را مکشید. ماییم که به آنها و شما روزى مى‏ بخشیم. آرى، کشتن آنان همواره خطایى بزرگ است.

وَ لا تَقْرَبُوا الزِّنى‏ إِنَّهُ کانَ فاحِشَهً وَ ساءَ سَبیلاً (۳۲)

و به زنا نزدیک مشوید، چرا که آن همواره زشت و بد راهى است.

وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتی‏ حَرَّمَ اللَّهُ إِلاَّ بِالْحَقِّ وَ مَنْ قُتِلَ مَظْلُوماً فَقَدْ جَعَلْنا لِوَلِیِّهِ سُلْطاناً فَلا یُسْرِفْ فِی الْقَتْلِ إِنَّهُ کانَ مَنْصُوراً (۳۳)

و نفسى را که خداوند حرام کرده است جز به حق مکشید، و هر کس مظلوم کشته شود، به سرپرست وى قدرتى داده‏ ایم، پس [او] نباید در قتل زیاده‏ روى کند، زیرا او [از طرف شرع‏] یارى شده است.

وَ لا تَقْرَبُوا مالَ الْیَتیمِ إِلاَّ بِالَّتی‏ هِیَ أَحْسَنُ حَتَّى یَبْلُغَ أَشُدَّهُ وَ أَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کانَ مَسْؤُلاً (۳۴)

و به مال یتیم -جز به بهترین وجه- نزدیک مشوید تا به رشد برسد، و به پیمان [خود] وفا کنید، زیرا که از پیمان پرسش خواهد شد.

وَ أَوْفُوا الْکَیْلَ إِذا کِلْتُمْ وَ زِنُوا بِالْقِسْطاسِ الْمُسْتَقیمِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْویلاً (۳۵)

و چون پیمانه مى‏کنید، پیمانه را تمام دهید، و با ترازوى درست بسنجید که این بهتر و خوش فرجام‏ تر است.

وَ لا تَقْفُ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُلُّ أُولئِکَ کانَ عَنْهُ مَسْؤُلاً (۳۶)

و چیزى را که بدان علم ندارى دنبال مکن، زیرا گوش و چشم و قلب، همه مورد پرسش واقع خواهند شد.

وَ لا تَمْشِ فِی الْأَرْضِ مَرَحاً إِنَّکَ لَنْ تَخْرِقَ الْأَرْضَ وَ لَنْ تَبْلُغَ الْجِبالَ طُولاً (۳۷)

و در [روى‏] زمین به نخوت گام برمدار، چرا که هرگز زمین را نمى‏ توانى شکافت، و در بلندى به کوه ها نمى‏ توانى رسید.

کُلُّ ذلِکَ کانَ سَیِّئُهُ عِنْدَ رَبِّکَ مَکْرُوهاً (۳۸)

همه این [کارها] بدش نزد پروردگار تو ناپسندیده است.

ذلِکَ مِمَّا أَوْحى‏ إِلَیْکَ رَبُّکَ مِنَ الْحِکْمَهِ وَ لا تَجْعَلْ مَعَ اللَّهِ إِلهاً آخَرَ فَتُلْقى‏ فی‏ جَهَنَّمَ مَلُوماً مَدْحُوراً (۳۹)

این [سفارش ها] از حکمت هایى است که پروردگارت به تو وحى کرده است، و با خداى یگانه معبودى دیگر قرار مده، و گرنه حسرت ‏زده و مطرود در جهنم افکنده خواهى شد.